despacito

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

تقریبن از ساعت 6 و خرده ای که شروع به آشپزی کردم، یک سره یا دارم انریکه گوش میدم یا دسپسیتو!

جالبه که توجهم به یه چیزی جلب شده که منو دوباره با درگیری قدیمیم روبرو کرده.

اون قضیه ی هویت و سنت و اینها.

من آدمیم که خیلی زیاد از یوتیوب برای آهنگ گوش دادن و کلیپ دیدن استفاده میکنم، از این کلیپ های تکامل موسیقی زیاد دیدم. مثلن تکامل موسیقی از دهه ی بیست تا الان. جالبه که این خارجیا یه نکته ی جالبی که دارن اینه که در مقابل تغییر هیچ مقاومتی نمیکنن. خلاقیت حداقل تو موسیقیشون که به وضوح مشهوده؛ شاید به همین دلیله که یکی مثل لوکوربوزیه پیدا میشه یا یه سری آدم پیدا میشن که آزادانه و بدون اینکه بترسن کارای جدید میکنن. این دلیلش اینه که به شدت تمرینش رو داشتن.

ما دنبال چی ام؟ فرهنگ ما چیه؟ یعنی فرهنگ چیه اصلن؟ اینا سوالای منه که باید به خودم به زودی جواب بدم یا برم سراغ جواب.

راستی چرا همش باید دنبال ریشه بود؟ نمیگم همه ی چیز ها و تجربه های زیاد خوبن ولی آیا واقعن فقط باید به گذشته نگاه کرد؟ چطوره به راه حل فک کرد؟

جالبه که یه آهنگ میتونه اینهمه فکر که حتی یه قطره ش رو هم نتونستم اینجا درست بنویسم رو به ذهنم آورد.

آهنگ دسپسیتو جالبه! اول لوییس فونسی و ددی یانکی میخونن و یکم صدا میکنه. یهو سر کله ی پسر خوشگله ی کانادایی پیدا میشه و میگه میخواد بخشی از این آهنگ باشه. بعدم یه اتفاق خیلی بزرگ میوفته و این آهنگ بیشترین پلی شدن رو بین تمام آهنگای لاتین تاریخ میگیره.(بیلبورد)

جالبه داشتم یه ویدیو میدیدم که برا چن نفر اوریجینال ریمیکس نشده ی این آهنگ که لوییس فونسی و ددی یانکی به تنهایی خوندن رو میذارن و داستان رو تعریف میکنن. یکی از کسایی که گوش میدادش یه پسری بود که برمیگرده در واکنش به کلیپش میگه که: این آهنگ پر کالچره(فرهنگ). یکی دیگه میگه که این آهنگ و نمیفهمم ولی آرزو میکنم اسپانیایی میبودم و میتونستم باهاش بخونم. یکی دیگه میگه با اینکه نمیفهمم دلم میخواد همینطوری بخونم باهاش و هر چی صدا که میشه از دهنم بیرون بیارم.

راستی بدون توجه به اینکه این یه موسیقیه، چجوری یکی میتونه یه کاری کنه که انقد احساس راحتی با یه چیزی بکنی؟

سوالی که برای اولین بار تو زندگیم برام پیش اومده اینه که چرا موسیقی که انقدر با روان ما آدم ها اخته، تو دین اسلام گوش دادنش یا احتیاطن باید ترک بشه یا کلن حرامه یا هزار تا تبصره ی دیگه؟

نمیدونم این زندگی چیه که ذهن منو انقد به سبکش مشغول کرده. چی کار باید کرد؟

در آستانه ی 21 سالگیم و دارم قاتی آدم بزرگا حساب میشم؛ چجوری میشه سبک زندگیم رو بچینم؟

آخه خیلی مطالب وجود داره! مثلن من دلم میخواد سبک زندگی مورد قبول خودم رو داشته باشم اما چند مسئله باعث میشه که من با یه سری اهرم خارجی روبرو بشم که تکیه گاهش فرهنگ، سنت، مردگان، جامعه و هنجار ها و ناهنجار های موجوده. حالا باید چیکار کنم؟

چن دقیقه پیش سخنرانی سید حسن نصر الله رو دیدم که همچین مضمونی داشت: فرهنگی که الان و اکنون در ایران قالب هست( نمیدونم با کدوم ق باید بنویسم) فرهنگ پارسی و هزاران ساله نیست، فرهنگ اسلامی ست.

راستی علت اینکه اسلام به راحتی در کشور ایران جا افتاد چی بود؟ مگه نه اینکه روش زندگی و مذهب مردم ایران بسیااار شبیه اون چیزی بود که پیامبر اسلام میگفت؟

راستی چی شد که رو به افول رفت این زندگی خوب و حساب شده ی ایرانی ها؟ شاید این بود که شاه اسماعیل صفوی بنای دین در سیاست رو قویا بنا نهاد.

معماری به من نشون میده که مردم زندگی آروم و حساب شده ای داشتن تا اینکههههه!!!!

البته میتونم به یه چیزیم اشاره کنم. تو سریال the crown اون قسمتی که مراسم تاجگذاری الیزابت هست تو تلویزیون لحظه ی استعمال روغن مقدس به صورت و دست های ملکه رو سانسور کردن. ادوارد، شاه قبلی که داشت مراسم رو از تلویزیون میدید گفت: دلیل اینکه سانسور کردن این بود که هرکی که عادیه و مقدس نیست حق نداره همچین صحنه ای رو ببینه و این قضیه، فکر خداگونه بودن رو به حاکم انگلستان میقبولونه.

بله.

یه دختر دهه هفتادی...

ما را در سایت یه دختر دهه هفتادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 15:58

صفحه بندی